کمربندی که ما ملت ایران را به هم متصل کرده است زبان فارسی است هیچ چیزی با اهمیت تر از زبان فارسی در این صد و بیست سال گذشته نیست.زبان فارسی زبان گفتار است و باید زبان کتابت به زبان گفتارنزدیک شود ، فاصله بین ذهن و زبان باید به حد اقل برسد
محمد بهار لو در جلسه سخنرانی پنجشنبه 10 فروردین در گوتنبرگ سوئد
محمدبهارلو
خدمت شما عرض کنم که چرا من این عنوان جامعه شناسی زبان و نسل اول نویسندگان ما را انتخاب کردم که در این دقایق از آن صحبت کنم ، بنظرم می آید که اهمیتی است که ماباید به زبان فارسی بدهیم که تا کنون نداده ایم
تمام ادبای ما از قدیم تا جدید به نظر من نسبت به زبان زنده جاری در دهان مردم اگر بی اعتنا نبوده اند ـ کم اعتنا بوده اند
سه فرهنگستان ما داشتیم ـ دو فرهنگستان که مال قبل از انقلاب است و یک فرهنگستان موجود که هر کدام را اگر جمع کنیم ، حد اقل 50 سال فعالیت کردند.فضلای ریش و سبیل دار هم در این فرهنگستان بوده اند. هیچ یک از این فرهنگستان ها در باب فرهنگ زبان زنده گفتاری ـ زبان زنده جاری در دهان مردم ـ زبان به اصطلاح کوچه و بازار و تداول عوام منتشر نکرده اند
این فرهنگستان ها متولی زبان زنده نیستند ـ متولی زبان مرده هستند و بوده اند.شما اگر به زبان رسانه ها نگاه بکنید متوجه می شوید زبان فارسی به چه وضعی افتاده است
البته من فکر نمی کنم که این فقط مربوط به زبان فارسی باشد
من فکر می کنم که در تمام جهان زبان رسانه ـ زبان های محلی ، زبان های قومی ، زبانهای بومی ، زبانهای زنده را مغلوب کرده است
زبان رسانه فقط از حیث ساختار ذهنی نیست که ما را مسخر کرده ، ذهن ما را مشغول کرده بلکه از حبث زبانی هم به نظر من باعث گرفتاری شده است.، یعنی تمام روزنامه هایی که در تهران در می آید که خوشبختانه امروزه کامپوتررایز شده است ، اگر شما به آنها مراجعه کنید غیر از اسم های خاص مثل میزـ صندلی.... بیش از پانصد کلمه نیستند
فصل اول ترجمه دن آرام شاملو ده برابر تمام این روزنامه ها کلمه و اصطلاحات دارد ـ کلمه : مفردات و ترکیبات و اصطلاحات به کار رفته و مثل های جاری در دهان مردم
چیز هایی که از موقعی که رادیو و تلویزیون در ایران راه افتاد در واقع به تدریج محو شد.روستایی ما هم در واقع فکر می کرد که باید مثل گوینده رادیو تهران حرف بزند. فکر کرد زبان فارسی آن است ، حال آنکه آن یک زبان من در آوردی است. یک زبان فارسی بی رنگ و بو ، یک زبان فارسی است که ممکن است البته در انتقال خبر کاربرد داشته باشد که حتما هم دارد ولی زبانی است بی رنگ و بو ، زبانی است فاقد جنسیت .معلوم نیست که این خبری که در باره زلزله یا در باب جنگ یا در باب آوار شدن یک خانه به سر یک خانواده می دهند آن را زن نوشته است یا مرد؟ با لحن کودکانه یا با لحن شوخی نوشته اند؟ یا با لحن جدی ؟ با لحن یکی از طبقات و اقشار نوشته شده ؟ در واقع هیچ ـ هیچ معلوم نیست و خنثی است.به قول قدما حاجب الماوراء است آن طرفش دیده نمی شود
اما زبان مردم ـ زبانی که به قول محمد جعفر محجوب که بنده خیلی به او ارادت می ورزیدم و می ورزم
زبان مردم زبانی است پر رنگ ، پر تنوع ، پر عاطفه و اصولا کیفیت ادبی دارد
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است